به گزارش جام کوردی، زندگی شهرنشینی، نقطه عطفی در تاریخ بشر بود؛ نقطهای که شیوه زیستن انسان را دگرگون کرد. شهرها حاصل تلاش انسان برای دستیابی به امنیت، رفاه و فرصتهای بیشتر بودند. تمرکز جمعیت، تقسیم کار و شکلگیری نهادهای اجتماعی، زمینه رشد تمدن را فراهم ساخت و افقهای تازهای پیش روی بشر گشود.
اما همین زندگی شهری، مسائل و پیچیدگیهای تازهای نیز آفرید. شهرها، هم فرصتهای بزرگ برای پیشرفت در اختیار انسان قرار دادند و هم چالشهایی پدید آوردند که حل آنها بهمراتب دشوارتر از گذشته است.
پاسخ به این مسائل، تنها با برخوردهای مقطعی و سلیقهای ممکن نیست. مدیریت شهری زمانی میتواند در انجام رسالت خود موفق باشد که کارآمد، دانشمحور و مسئولیتپذیر باشد. در غیر این صورت، با گذشت زمان، مسائل کوچک به معضلاتی ریشهدار تبدیل میشوند؛ معضلاتی که نهتنها مانع رشد جامعه خواهند شد، بلکه کیفیت زندگی شهروندان را نیز بهتدریج کاهش میدهند.
با این همه، حتی کارآمدترین نظام مدیریتی نیز بدون مشارکت آگاهانه شهروندان، توفیق چندانی نخواهد داشت. حل مسائل شهری، مسئولیتی مشترک است و همگرایی و همراهی شهروندان با برنامههای مدیریت شهری، یکی از مهمترین پیششرطهای موفقیت در این مسیر به شمار میرود.
این انتظار که مدیریت شهری بهتنهایی همه مشکلات را برطرف کند و زندگی آرام و بیدغدغهای برای شهروندان فراهم آورد، در حالی که خود شهروندان سهمی در این فرآیند نپذیرند، انتظاری واقعبینانه نیست. توسعه شهری، حاصل همکاری متقابل مدیریت و جامعه است، نه عملکرد یکسویه هر یک از آنها.
زندگی شهروندی، صرفاً کنار هم زندگی کردن نیست؛ بلکه در توانایی همکاری، مسئولیتپذیری و مشارکت برای ساختن شهری بهتر معنا پیدا میکند.
انسان، در جریان زندگی روزمره و فعالیتهای گوناگون خود، ناگزیر به تولید پسماند است. رشد جمعیت، گسترش شهرنشینی و افزایش الگوهای مصرف، حجم این پسماندها را بهطور چشمگیری افزایش داده و مدیریت آنها را به یکی از مهمترین چالشهای شهرهای امروز تبدیل کرده است.
جمعآوری، تفکیک، بازیافت و دفع اصولی پسماند، تنها یک خدمت شهری نیست؛ بلکه بخشی از نظام سلامت، حفاظت از محیطزیست و حفظ کیفیت زندگی شهروندان به شمار میآید. از همین رو، یافتن راهکارهای علمی، پایدار و متناسب با شرایط هر شهر برای مدیریت پسماند، یکی از مهمترین عرصههای تصمیمسازی و سیاستگذاری در مدیریت شهری است.
کرمانشاه، با وجود جایگاه خود بهعنوان یک کلانشهر، سالهاست با مجموعهای از مسائل و چالشهای ریز و درشت دستوپنجه نرم میکند؛ چالشهایی که نهتنها کیفیت زندگی شهروندان را تحت تأثیر قرار دادهاند، بلکه ظرفیت شهر برای تجربه تحولات مثبت و پایدار را نیز محدود کردهاند.
یکی از مهمترین این چالشها، همچون بسیاری از کلانشهرهای کشور، مدیریت پسماند شهری است. مسئلهای که در کرمانشاه، بهدلیل سالها فقدان برنامهریزی مؤثر، تصمیمگیریهای ناکارآمد، ضعف در اجرای سیاستها و نیز مشارکت ناکافی شهروندان، از یک مشکل اجرایی به بحرانی مزمن تبدیل شده است.
پیامدهای این بحران، تنها به انباشت پسماند یا آلودگی محیطزیست محدود نمیشود. مدیریت نامناسب پسماند، سلامت عمومی را تهدید میکند، منابع طبیعی را در معرض آسیب قرار میدهد و چهره شهری را مخدوش میسازد. افزون بر این، تداوم این وضعیت میتواند مانعی جدی بر سر راه توسعه گردشگری شهری، جذب سرمایهگذاری و ارتقای کیفیت زندگی در کرمانشاه باشد.
از این منظر، مدیریت پسماند صرفاً یک خدمت شهری نیست؛ بلکه یکی از شاخصهای حکمرانی کارآمد و یکی از پیشنیازهای توسعه پایدار شهری به شمار میآید.
یافتن راهحلی پایدار برای این معضل بزرگ، تنها در اتاق شهردار یا جلسات مدیران شهری امکانپذیر نیست. مدیریت پسماند، مسئلهای اجتماعی است که موفقیت آن، علاوه بر تصمیمگیریهای علمی و اجرای دقیق، به همکاری و مسئولیتپذیری شهروندان نیز وابسته است.
اکنون که مدیریت شهری، با تکیه بر تجربه شهرهای موفق، تفکیک پسماند از مبدأ و تعیین زمان مشخص برای جمعآوری زباله را بهعنوان بخشی از راهحل برگزیده است، انتظار میرود شهروندان کرمانشاهی نیز با مشارکت آگاهانه، زمینه موفقیت این طرح را فراهم کنند. هیچ برنامهای، هرچقدر هم کارشناسی و دقیق باشد، بدون همراهی مردم به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
اگر کرمانشاه میخواهد در مسیر توسعه پایدار گام بردارد، باید بپذیریم که توسعه، مسئولیتی مشترک است. شهری پاک، سالم و برخوردار از کیفیت زندگی مطلوب، نه فقط محصول مدیریت کارآمد، بلکه حاصل مشارکت شهروندانی است که خود را در برابر سرنوشت شهرشان مسئول میدانند.
به قلم مهدی بستار-روزنامهنگار
۱۴۰۵/۱۰۱