به گزارش جام کوردی، در آن روزها، پیش از آنکه نیروهای تخصصی به منطقه برسند، این مردم بودند که با امکانات اولیه، بیل، شاخه‌های سبز، کوله‌پشتی‌های آب و گاهی تنها با دستان خالی، برای مهار آتش تلاش کردند. این تصویر، صرفاً یک روایت احساسی نیست؛ بلکه واقعیتی است که نشان می‌دهد نخستین خط دفاع از منابع طبیعی، سرمایه اجتماعی و حس مسئولیت مردم است؛ سرمایه‌ای که اگر با آموزش، سازماندهی و تجهیزات مناسب همراه شود، می‌تواند به مؤثرترین بازوی حفاظت از طبیعت تبدیل شود.


آتش‌سوزی در منابع طبیعی دیگر تنها یک حادثه فصلی نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت منابع طبیعی و حکمرانی محیط‌زیست تبدیل شده است.


بی‌تردید توسعه تجهیزات تخصصی، تقویت ناوگان اطفای حریق و افزایش توان عملیاتی دستگاه‌های مسئول ضرورتی انکارناپذیر است، اما تجربه نشان داده است که هیچ راهکاری به اندازه ارتقای فرهنگ عمومی، آموزش مستمر و تقویت مشارکت اجتماعی در کاهش آتش‌سوزی‌ها اثربخش و پایدار نخواهد بود.


واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از آتش‌سوزی‌های جنگل‌ها و مراتع منشأ انسانی دارد؛ از خاموش نکردن کامل آتش و رها کردن ته‌سیگار گرفته تا سوزاندن بقایای گیاهی و در مواردی نیز اقدامات عمدی و سودجویانه برخی متخلفان.


هر یک از این عوامل می‌تواند آغازگر بحرانی باشد که مهار آن گاه روزها به طول می‌انجامد و خسارت‌های جبران‌ناپذیری بر منابع طبیعی، تنوع زیستی و معیشت جوامع محلی وارد می‌کند. از همین رو، پیشگیری نه یک توصیه، بلکه بنیادی‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راهبرد حفاظت از منابع طبیعی است.


استان کردستان با برخورداری از جنگل‌های ارزشمند زاگرس و مراتع غنی، یکی از مهم‌ترین ذخیره‌گاه‌های طبیعی کشور به شمار می‌رود؛ به‌گونه‌ای که حدود ۶۲ درصد مساحت استان در حوزه مدیریت منابع طبیعی قرار دارد.


همجواری هزاران خانوار روستایی و بهره‌بردار با این عرصه‌ها، ظرفیتی کم‌نظیر برای حفاظت مشارکتی ایجاد کرده است. دامداران، مرتعداران، روستاییان، کوهنوردان، انجمن‌های مردم‌نهاد و تعاونی‌های مرتعداری و جنگلداری، نخستین جامعه هدف در پیشگیری از آتش‌سوزی‌های جنگل و مرتع هستند. نقش اصلی آنان، رعایت اصول پیشگیری، پایش مستمر عرصه‌ها و اطلاع‌رسانی سریع از طریق سامانه‌های شبانه‌روزی ۱۵۰۴ و ۱۳۹ است.


در عین حال، باید بر یک اصل مهم تأکید کرد؛ ورود به عملیات اطفای حریق بدون آموزش تخصصی، آشنایی با اصول امداد و نجات در کوهستان، تجهیزات اختصاصی و فرماندهی واحد، می‌تواند جان داوطلبان را با خطر جدی مواجه کند و حتی موجب گسترش آتش‌سوزی شود.


مشارکت مردمی زمانی اثربخش خواهد بود که در قالب آموزش‌های تخصصی، سازماندهی، تجهیز و هدایت نیروهای داوطلب تعریف شود. حفاظت از جان انسان‌ها، همواره باید هم‌زمان با حفاظت از منابع طبیعی مورد توجه قرار گیرد.


در این میان، آموزش و ترویج تنها ابزاری برای انتقال چند توصیه ایمنی نیست، بلکه زیربنای شکل‌گیری فرهنگ حفاظت از منابع طبیعی است. آموزش زمانی اثربخش خواهد بود که احساس تعلق و مسئولیت اجتماعی را در جامعه تقویت کند و حفاظت از جنگل و مرتع را از یک وظیفه سازمانی، به یک رفتار عمومی تبدیل سازد.


تجربه‌های موفق نشان می‌دهد هرجا آموزش مستمر، گفت‌وگو با جوامع محلی و مشارکت واقعی مردم در تصمیم‌سازی‌ها تقویت شده، میزان تخریب و وقوع آتش‌سوزی نیز کاهش یافته است. از این منظر، آموزش نه مقدمه حفاظت، بلکه خودِ فرآیند حفاظت است.


در این مسیر، ظرفیت انجمن‌های مردم‌نهاد و تعاونی‌های مرتعداری و جنگلداری اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.


این تشکل‌ها به دلیل ارتباط مستمر با عرصه‌های طبیعی، شناخت دقیق از ویژگی‌های محلی و برخورداری از اعتماد اجتماعی، می‌توانند حلقه اتصال میان دستگاه‌های اجرایی و مردم باشند.


آموزش بهره‌برداران، پایش مستمر عرصه‌ها، اطلاع‌رسانی سریع، سازماندهی نیروهای داوطلب و مشارکت در اجرای برنامه‌های پیشگیرانه، تنها بخشی از نقشی است که این تشکل‌ها می‌توانند ایفا کنند.

در عین حال، شیوه‌های سنتی آموزش دیگر پاسخگوی نیازهای امروز نیست. نسل جدید بیش از هر زمان دیگری از رسانه‌های دیجیتال و ابزارهای نوین ارتباطی تأثیر می‌پذیرد.


بنابراین، اگر هدف، نهادینه‌سازی فرهنگ حفاظت از منابع طبیعی است، باید زبان آموزش نیز متناسب با مخاطب امروز تغییر کند.



1405/103