به گزارش جام کوردی، در بسیاری از نقاط کشور، یک جاذبه گردشگری زمانی به مقصد تبدیل می‌شود که مجموعه‌ای از عوامل در کنار آن قرار بگیرند؛ دسترسی مناسب، اقامت، تفریح، رویداد، خدمات شهری، تبلیغات، سرمایه‌گذاری و مهم‌تر از همه، برنامه‌ای برای اینکه گردشگر فقط چند ساعت در شهر نماند و بخشی از اقتصاد سفر خود را در همان مقصد هزینه کند.

کرمانشاه در این بخش همچنان با فاصله قابل توجهی میان «جاذبه» و «مقصد» مواجه است.

ممکن است گردشگری برای دیدن بیستون یا طاق‌بستان وارد کرمانشاه شود، اما سؤال مهم این است که چه چیزی او را برای یک شب بیشتر ماندن، بازدید از جاذبه‌ای دیگر، خرید صنایع‌دستی، تجربه غذای محلی یا استفاده از سایر خدمات گردشگری ترغیب می‌کند؟

اینجاست که موضوع گردشگری از حوزه میراث فرهنگی خارج می‌شود و به یک مسئله شهری و اقتصادی تبدیل می‌شود.

شهر باید بخشی از تجربه گردشگر باشد

نمی‌توان انتظار داشت گردشگر یک اثر تاریخی را ببیند و در حالی که با مشکلاتی مانند کمبود سرویس بهداشتی، ضعف مبلمان شهری، ورودی‌های نامناسب، کمبود فضاهای تفریحی، ضعف روشنایی یا نبود خدمات کافی مواجه است، تجربه مطلوبی از مقصد داشته باشد.

گردشگر فقط یک بنای تاریخی را نمی‌بیند؛ او شهر را تجربه می‌کند.
خیابان، پارک، بازار، رستوران، حمل‌ونقل، تابلوهای راهنما، پاکیزگی، امنیت، رفتار مردم و حتی تصویری که در نخستین لحظه ورود به شهر می‌بیند، بخشی از محصول گردشگری کرمانشاه است.

بنابراین توسعه گردشگری را نمی‌توان تنها از اداره میراث فرهنگی مطالبه کرد. شهرداری، دستگاه‌های خدماتی، بخش خصوصی، اتاق بازرگانی، مجموعه‌های حمل‌ونقل، مدیریت استان و حتی فعالان حوزه فرهنگ و رسانه، هرکدام بخشی از این زنجیره هستند.

اگر این زنجیره هماهنگ نباشد، بهترین جاذبه‌های تاریخی نیز نمی‌توانند به تنهایی صنعت گردشگری ایجاد کنند.

کرمانشاه نباید فقط مقصد عبوری باشد

موقعیت جغرافیایی کرمانشاه یک فرصت کم‌نظیر است؛ اما اگر برای آن برنامه‌ریزی نشود، می‌تواند به یک فرصت از دست‌رفته تبدیل شود.

این استان در مسیر تردد بخش قابل توجهی از مسافران و زائران قرار دارد و مرزهای آن با عراق، کرمانشاه را به یکی از دروازه‌های مهم ارتباطی ایران با این کشور تبدیل کرده است. این همجواری صرفاً یک مزیت تجاری نیست؛ می‌تواند یک مزیت جدی گردشگری نیز باشد.

بازار عراق، به‌ویژه اقلیم کردستان، به دلیل نزدیکی جغرافیایی، اشتراکات فرهنگی و زبانی و رفت‌وآمدهای مستمر، می‌تواند یکی از بازارهای هدف گردشگری کرمانشاه باشد.

اما برای جذب گردشگر عراقی، صرفِ تبلیغ جاذبه‌های تاریخی کافی نیست. باید محصول گردشگری متناسب با این بازار طراحی شود؛ از گردشگری سلامت و خرید گرفته تا طبیعت‌گردی، گردشگری خوراک، سفرهای خانوادگی و حتی تورهای کوتاه‌مدت آخر هفته.

کرمانشاه می‌تواند برای خانواده‌ای از سلیمانیه یا حلبچه که به دنبال مقصدی نزدیک برای سفر کوتاه است، یک گزینه طبیعی باشد؛ به شرط آنکه زیرساخت، خدمات، معرفی و دسترسی مناسب فراهم شده باشد.

در حوزه گردشگری سلامت نیز همجواری با عراق می‌تواند مزیت مهمی ایجاد کند. وجود مراکز درمانی و پزشکان متخصص به تنهایی کافی نیست؛ این ظرفیت باید در کنار اقامت، حمل‌ونقل، خدمات مترجمی، پذیرش بیماران خارجی و بازاریابی حرفه‌ای قرار گیرد تا «ظرفیت درمان» به «گردشگری سلامت» تبدیل شود.

ثبت جهانی پایان راه نیست

کرمانشاه سه اثر ثبت جهانی دارد و این اتفاق برای هر استانی یک سرمایه مهم محسوب می‌شود؛ اما ثبت جهانی را نباید پایان مسیر دانست.

ثبت جهانی زمانی ارزش اقتصادی و اجتماعی خود را نشان می‌دهد که تعداد بازدیدکنندگان افزایش پیدا کند، اقامت گردشگران بیشتر شود، کسب‌وکارهای محلی رونق بگیرند و جامعه پیرامون اثر نیز سهمی از این جریان اقتصادی داشته باشد.

اگر گردشگر بیاید، عکس بگیرد و برگردد، اما پولی در شهر خرج نکند، زنجیره اقتصادی گردشگری کامل نشده است.

بنابراین برای آثاری مانند بیستون و طاق‌بستان باید به جای تمرکز صرف بر معرفی خود اثر، یک «اکوسیستم گردشگری» پیرامون آنها شکل بگیرد؛ اقامتگاه، رستوران، بازارچه، صنایع‌دستی، رویداد، حمل‌ونقل، تورهای تخصصی و برنامه‌های فرهنگی.

این همان نقطه‌ای است که سرمایه‌گذاری بخش خصوصی اهمیت پیدا می‌کند.

مشکل عدم پیوستگی است 

یکی از آسیب‌های جدی گردشگری کرمانشاه، شروع پروژه‌هایی است که یا به سرانجام نمی‌رسند یا پس از اجرا، برنامه مشخصی برای نگهداری و بهره‌برداری از آنها وجود ندارد.

گردشگری با پروژه‌های مقطعی توسعه پیدا نمی‌کند. یک مجموعه تفریحی، یک جشنواره یا یک طرح گردشگری زمانی اثرگذار است که در یک برنامه چندساله تعریف شده باشد و معلوم باشد پس از افتتاح چه کسی آن را اداره می‌کند، چگونه نگهداری می‌شود، چه بازاری برای آن وجود دارد و قرار است چه تعداد گردشگر جذب کند؟

کرمانشاه بیش از آنکه به فهرست بلندتری از پروژه‌های نیمه‌تمام نیاز داشته باشد، به چند پروژه مشخص، اقتصادی و قابل بهره‌برداری نیاز دارد که از ابتدا مدل سرمایه‌گذاری و درآمدزایی آنها روشن باشد.

گردشگری باید در اقتصاد استان دیده شود

اگر قرار است گردشگری یکی از محورهای توسعه کرمانشاه باشد، باید بتوان اثر آن را با عدد و شاخص سنجید.

تعداد گردشگران ورودی، میزان اقامت، متوسط هزینه‌کرد هر گردشگر، تعداد شاغلان این حوزه، میزان سرمایه‌گذاری، درآمد کسب‌وکارهای محلی و سهم گردشگری از اقتصاد استان، شاخص‌هایی هستند که می‌توانند نشان دهند برنامه‌های گردشگری واقعاً نتیجه داده‌اند یا نه.

بدون چنین ارزیابی‌ای، ممکن است سال‌ها درباره ظرفیت‌های گردشگری صحبت کنیم، اما ندانیم این ظرفیت‌ها چه سهمی در اقتصاد استان ایجاد کرده‌اند.

فرصت کرمانشاه در ترکیب مزیت‌هاست

شاید مهم‌ترین مزیت کرمانشاه این باشد که لازم نیست تنها روی یک نوع گردشگری تمرکز کند.

میراث تاریخی در کنار طبیعت، خوراک در کنار فرهنگ، گردشگری سلامت در کنار ظرفیت مرزی و گردشگری ماجراجویانه در کنار جاذبه‌های طبیعی، امکان ساخت یک سبد متنوع گردشگری را فراهم کرده است.

این مزیت زمانی جدی‌تر می‌شود که همجواری با عراق نیز به آن اضافه شود.

کرمانشاه می‌تواند به جای اینکه صرفاً مقصدی برای عبور مسافران باشد، به مقصدی برای ماندن تبدیل شود؛ اما این تغییر با تبلیغات اتفاق نمی‌افتد. باید شهر برای گردشگر آماده شود، سرمایه‌گذار احساس امنیت و توجیه اقتصادی کند، دستگاه‌ها از جزیره‌ای عمل کردن فاصله بگیرند و برای هر بازار هدف، محصول گردشگری مشخص طراحی شود.

مسئله امروز کرمانشاه این نیست که چه داریم؟ ؛ پاسخ این سؤال روشن است. سؤال مهم‌تر این است که با آنچه داریم، چه محصولی برای گردشگر ساخته‌ایم؟

اگر پاسخ این سؤال در برنامه‌های آینده استان جدی گرفته شود، بیستون و هورامان آثار ثبت‌شده جهانی نخواهند بود؛ عراق فقط یک همسایه تجاری نخواهد ماند و گردشگری نیز فقط یک عنوان در فهرست ظرفیت‌های توسعه استان نخواهد بود.

آن زمان است که می‌توان از گردشگری به عنوان یک صنعت واقعی در کرمانشاه سخن گفت؛ صنعتی که درآمد، اشتغال و رونق آن در زندگی روزمره مردم دیده شود.

اختصاصی جام کوردی
۱۴۰۵/۱۰۱