به گزارش جام کوردی، ۸ مکان غیر نظامی کرمانشاه از جمله بیمارستان اعصاب و روان فارابی در جنگ ۱۲ روزه مورد هدف موشک‌های رژیم صهیونسیتی قرار گرفتند.  حوالی ساعت ۹ صبح ۲۶ خرداد بود که بیمارستان اعصاب  و روان فارابی و ساختمان های اطراف آن در کرمانشاه، با پنج موشک مورد حملات رژیم صهیونیستی  قرار گرفت. بالای ۶۰ ، ۷۰ درصد از تجهیزات و بخش مراقبت ویژه (lCU) بیمارستان تخریب شد. براساس گفته کارکنان بیمارستان فارابی بالای  ۳۰۰ نفر از پرسنل  دچار موج گرفتگی شدند و تا مدتی پس از این اتفاق این وضعیت  و علائم آن را داشتند. 

یکی از شاهدان عینی می‌گوید: با وجود گذشت بیش از ۴۰ روز از حادثه حمله رژیم صهیونیستی به بیمارستان فارابی می گذرد اما هنوز تعدادی از پرسنل و کارمندان خانوم وقتی خاطره آن روز برایشان تداعی می شود ، بی اختیار اشک از چشمان‌شان جاری می‌شود. هنوز تعدادی از همکاران گوش درد و سردرد دارند . متاسفانه یکسری هم آسیب جدی دیدند و هنوز فشار و استرس آن روز را فراموش نکرده‌اند. 

«امین خالوندی» که از کارکنان واحد آی‌تی بیمارستان اعصاب و روان فارابی است ، ادامه می‌دهد : تا دو هفته همه کارکنانی که در روز ۲۶ خرداد در  بیمارستان حضور داشتند  با وجود مصرف قرص و دارو دچار سردرد و استرس و ترس بودند. هنوز هم عده‌ای آن فشار و استرس روحی را دارند. 

وی می افزاید: در روز و لحظه موشک باران من و برخی از همکاران در اتاق مدیریت حضور داشتیم و درباره شایعه زدن بیمارستان توسط رژیم صهیونیستی که در کانال های مختلف منتشر شده بود، با مدیر بیمارستان  گفتگو می ‌کردیم. ما از قبل از طریق همین پیج‌ها از حمله احتمالی مورد  به بیمارستان فارابی و منطقه دولت آباد باخبر شده بودیم . 

قرار بود بازدید میدانی از اطراف بیمارستان داشته باشیم و در حال بحث در این باره بودیم که ناگهان با صدای مهیب انفجار و پایین آمدن شیشه روی سرمان، متوجه شدیم که آن خبر شایع شده درست از آب درآمد.

 سریع از اتاق خارج شدیم. حوالی ساعت‌های ۸ و ۵۶ دقیقه صبح بود. موشک دوم با فاصله خیلی کم پس از موشک اول به زمین خورد. همه همکاران خانومها با صدای انفجار دوم با جیغ و داد از اتاق‌ها بیرون زدند و داخل سالن آمدند. 

او ادامه می دهد: در همان لحظات اولیه از شدت صدای انفجار گوش درد و سردرد سراغمان آمد. در آن لحظات فقط به فکر این بودیم از از ساختمان بیمارستان خارج شویم. همه می دویدند. در کمتر از یک دقیقه همه خود را به حیاط بیمارستان رساندند.

این کارمند بیمارستان فارابی تایید کرد که ۳۰۰ نفر از پرسنل بیمارستان تا مدتها گرفتار موج انفجار شدند.

او می‌گوید: ظاهراً در آن لحظات جنگنده اسرائیل، می‌رود که دور بزند و انتظار شلیک سوم را نداشتیم. من در حال تماس با دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه بودم که اطلاع دهم که پشت بیمارستان را زدند و بیمارستان آسیب دیده و نیاز به کمک داریم! دود و غبار و ابر سیاهی که حاصل شلیک موشک سوم بود آسمان را گرفته بود که ناگهان جنگنده اسرائیل آمد موشک، چهارم و پنجم را هم زد.

خانوم ها را به گوشه ای از حیاط کنار پناهگاه هدایت کردیم و همه پناه گرفته بودند. 

خالوندی اضافه می کند: چند دقیقه ای نگذشته بود که حدود ده نفری دوباره برگشتیم و من هم برگشتم. صدای آژیر و سوت مانند بدی تمام ساختمان بیمارستان را گرفته بود. راهرو را تا انتها رفتم. رییس بیمارستان آنجا روی پله ها ایستاده بود. با آقای دکتر برای بررسی خسارت و حوادث احتمالی در ساختمان همراه شدیم. واحدها آسیب دیده بود. در هر واحد که می رفتم، صدا می زدم، کسی هست؟ برای کمک به افرادی که احتمالا زیر آوار مانده باشند...با رییس بیمارستان بخش های مختلف را از جمله کلینیک خواب، تحقیقات و قسمت آموزش را رفتیم . بیش از ۲۰۰ عکس از نقاط آسیب‌دیده گرفتم.

او بیان می‌کند: نزدیک در آی سی یو فداکاری دو تن از همکاران را دیدیم که قبل از همه آنجا رسیده بودند و در حال جابجایی یکی از بیماران خانوم که سن بالایی هم داشت، بودند. 

خالوندی می گوید: به سراغ دیگر بیماران آی سی یو رفتیم. پیرمردی را دیدیم که به ونتیلاتور وصل بود . این دستگاه بر اثر شدت انفجار خاموش شده بود. پیرمرد از شدت کمبود اکسیژن نیمه جان شده بود.

بیمار را روی زمین قرار دادیم، تا با آمبوبگ احیاء ش کنیم و رییس بیمارستان با کمک خانوم صدف نظری در آن لحظات آن پیرمرد را احیا کرد . نفس پیرمرد اینجا بود که برگشت و حالش بهتر شد. 

این کارشناس بخش آی تی بیمارستان فارابی از فداکاری ، شجاعت، شهامت و جانفشانی تعدادی از همکارانش در آن لحظات تردید و ترس می‌گوید و می افزاید: کار کردن در کنار چنین افراد بزرگی باعث افتخار و سربلندی است. افرادی جان بر کف برای نجات دیگران ماندند و نرفتند. 

وی بیان می‌کند: هرکس هر کاری که می‌توانست برای نجات دیگری انجام دهد، انجام می داد تا بیمارستان تخلیه شود. یکی ویلچر می آورد و مریض می برد، دیگری سند و سرم مریض را باز می کرد...

خالوندی ادامه می دهد: بیمارستان در آن لحظات اولیه از بیمار تخلیه شد جز ۴ بیمار که در آی سی یو به دستگاه ونتیلاتور وصل بودند. 

او فضای آی سی یو را این چنین توصیف می کند: بیمارستان فارابی بزرگترین بخش آی سی یو را در غرب کشور دارد. سمت راست و چپ این بخش بواسطه دیواری از هم جدا و بر اثر موج انفجار تمامی تخت‌های سمت چپ و سقف و شیشه ها شکسته و تخریب شده بود،اما سمت راست بواسطه آن دیوار حائل موج انفجار را گرفته و آسیب ندیده بود. فقط شیشه ها شکسته بود.

خالوندی ادامه می دهد: آقای برزایی مسئول حراست، آقای گراوند مدیریت بحران، همسر خانوم صدف نظری و خود ایشان شروع کردند به جدا کردن تک تک بیماران از دستگاه‌‌ها. بیمارانی که امکان جابجایی داشتند را به خارج از آی سی یو منتقل کردیم، چهارتا مریض ماند که به دستگاه وصل بودند. 

وی درباره بیکاره تخت ۸ یا ۹ آی سی یو نیز چنین تعریف می کند: یک بیمار خانوم در بخش آی سی یو ، تنها بیماری که هوشیاری داشت و تمام انفجار ها را با چشمانش دیده بود. در آن لحظات تلاش می‌کند که خود را از آن وضعیت نجات دهد،اما نمی‌تواند نرده کنار تخت را باز کند و حبس می‌شود. یک تکه از آهن سقف روی دستش می‌افتد و دستش دچار بریدگی می‌شود. آقای برزایی مسئول حراست با جثه کوچکش این خانوم را که وزنی حدود ۹۰ کیلو هم داشت، کول می‌کند و از آی سی یو بیرون می برد. تمام خون ‌هایی که در عکس های منتشر شده در فضای مجازی می بینید از بریده شدن دست این خانوم است.

وی ادامه می‌دهد: حجم ترکش های موشکی و ضایعات ساختمانی که پرتاب شده بود، بسیار بالا بود

او می گوید: امیدوارم برای کسی این اتفاق تکرار نشود. شما تا وقتی خودتان در این شرایط قرار نگیرید، نمی‌توانید آنچه آن روز بر بیماران و پرسنل بیمارستان گذشت را درک کنید چراکه فاصله بسیاری از شنیدن تا حضور و درک یک حادثه وجود دارد.

زمانی که موج انفجار رخ می دهد، همزمانی فشار ناگهانی، صدای مهیب انفجار، نور و دود بسیار اذیت کننده و وحشتناک است. تصمیم به ماندن در آن لحظات بسیار سخت است .

وی با بیان اینکه با وجود تعطیلی من و بسیار از همکار سر کار آمدیم، تصریح می‌کند: از فردای روز انفجار از ۸ صبح تا ۱۱ شب بیمارستان حاضر شدیم و بیمارستان طی سه ، چهار روز با حمایت پرسنل دلسوز و فداکار سرپا شد. 

بخش اورژانس بیمارستان نیز همان روز پذیرش بیمار داشت و تعطیل نشد که جای قدردانی دارد. 

خانم های وطن دوست، دهنوی، مریم احمدی، صدف نظری، حسنوند با وجود ترس و دلهره ‌ای که داشتند اما در کنار پرسنل مرد شجاعانه ماندند، کمک کردند و بیماران و دیگر همکاران خود را تنها نگذاشتند.

این بانوان شیر زنانی هستند که باید تندیس شجاعت آن ها ساخته شود. 

خالوندی معتقد است، اگر بار دیگر چنین اتفاقی رخ دهد، بی شک و بدون تردید همین همکاران شجاع و جسور نه تنها پشت بیمارستان فارابی بلکه پشت مردم شهر کرمانشاه خواهند بود و به راحتی سنگر را خالی نخواهند گذاشت.

کارشناس بخش آی تی بیمارستان فارابی به میزان تخریب ‌های بیمارستان نیز اشاره می‌کند و می‌افزاید: براساس مشاهدات و فیلم و عکس‌هایی که گرفتم، بالای ۹۰ درصد شیشه ها بر اثر موج انفجار شکسته و ترک برداشته و نزدیک به ده تا کولر گازی بر اثر اصابت ترکش سوراخ شده بودند.‌چند تا دیوار تخریب و بسیاری از تجهیزات بیمارستان از بین رفت. 

وی با بیان اینکه حمله اسرائیل به خوشبختانه تلفات جانی نداشت، بیان می‌کند: کرونا دو تن از دوستان و همکاران مان را از ما گرفت و هنوز غم‌ از دست دادن و فراغ آنها را داریم و خدا کمک کرد که در جریان این حمله هیچکدام از همکاران آسیب ندیدند.

خالوندی در خاتمه می‌گوید: رشادت زنان و مردان این سرزمین ستودنی است و انتظار می رود مسئولان در تمامی برنامه ها و تصمیم ‌گیری ها از این موضوع غافل نشوند و بدانند که پای وطن چه کسانی ایستاده و جان و مال خود را فدا کرده‌اند.

 از اهالی قلم و رسانه نیز انتظار می رود که در ترویج فرهنگ شجاعت، ایثار و فداکاری بیشتر کار کنند تا مجاهدت فرزندان این دیار در دل تاریخ به یادگار بماند. 

در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونسیتی، کرمانشاه ۶۶ شهید تقدیم کرد و ۵۳۲ نفر نیز در این جنگ مجروح شدند.

گفتگو از فرحناز چراغی